|
گوشه ای از شرح حال حضرت علی ابن حمزه ابن موسی الکاظم (ع)«باب حوائج » حضرت علی ابن حمزه (ع)،نوه حضرت امام موسی کاظم (ع) می باشد و حرم او از مزارات مقدس و پر احترام استان فارس و شهر شیراز است .در این آستان امامزاده جلیل القدر حضرت علی بن حمزه بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب (ع) است.که نسبت شریفش با یک واسطه به امام موسی کاظم (ع) منتهی می شود ،ایشان نوه امام موسی کاظم (ع) و دارای عموهای بزرگواری چون حضرت امام رضا(ع)،احمد بن موسی (ع) و قاسم بن موسی (ع) می باشد ،حضرت (ع)از شاخه طوبایی است که از شجره طیبه امامت و ولایت روئیده ،و منشا شفای دل ها و خیر کثیر و برکات عظیم است . پدر حضرت در شهر ری مدفون است و حضرت شاعبدالعظیم از زائران و علاقمندان حضرت حمزه (ع)و به همین دلیل حضرت شاعبدالعظیم را در کنار این بزرگوار به خاک سپرده اند . علمای انساب از جمله ابونصر بخاری –شیخ شرف عبیدلی و ابوالحسن عمره در قرون سه الی پنجم ه.ق نوشته اند که حضرت علی ابن حمزه (ع)فرزندی نداشته است .شاید کمتر امام زاده ای باشد که علمای انساب و بزرگان رجال تصریح به محل دفن او در مکان خاصی نموده باشند ، متاسفانه درباره اکثر مزارات مشهور ایران چند نقل قول وجود دارد ،خوشبختانه درباره حضرت علی ابن حمزه بن موسی الکاظم (ع) اتفاق و اجماع علمای انساب بر این است که وی در این مکان مقدس آرمیده است . روایت شده است در آن زمان که بنی عباس به تعقیب علویون در تمام بلاد ایران پرداختند ،حضرت علی ابن حمزه (ع) به همراه تعدادی از نزدیکان خود جهت یاری عموی خود حضرت امام رضا (ع) در سال 220ه.ق (زمان حکومت معتصم عباسی )به شیراز آمد و در جنگی که میان عمال عباسی با حضرت و یارانش در منطقه ارژن نزدیک شیراز در گرفت لشکر حاکم عباسی در فارس (قلتق خان)شکست خورده و عزیمت نمودند .پس از تجدید قوا عباسیون از تاریکی شب استفاده نمودند و به حضرت و همراهانش حمله ور شدند و متاسفانه همراهان حضرت در صحرا پراکنده شدند و برخی هم شهید شدند . آنگاه حضرت علی ابن حمزه (ع) که در این درگیری جراحات سختی برداشته بود در یکی از غارهای کوه شمالی که در آن چشمه آبی نیز وجود داشت به وطر مخفیانه زندگی می کرد،می گویند این همان غاری است که بعد ها ابن باکویه برای انزوای خود به یمن و برکت وجود مقدس حضرت علی ابن حمزه (ع) که در آن غار زندگی می کرده به عنوان محل زندگی خود انتخاب نموده و امروزه به بابا کوهی شهرت یافته است . حضرت با فروش هیزم امرار معاش می کرده و در یکی از روز ها که عمال عباسی که در تعقیب حضرت بودند با چهره نورانی و خالی که در صورت حضرت مشاهده کردند و او را شناسایی کرده و به عمال عباسی خبر داده اند و انگاه که از او پرسیدند نام تو چیست فرمود علی نام پدرش را پرسیدند فرمود حمزه از جد او پرسیدند فرمود موسی. انگاه عمال عباسی از مرکب پیاده شدند و به حضرت حمله ور شدند ،چون حضرت مسلح نبودذ ماموران عباسی پس از هجوم ناجوان مردانه ایشان را زخمی کردند و سپس سر مبارکش را از بدن جدا نمودند ،مورخین در کتب مختلف بخصوص کتاب هزار مزار ،کتاب علم انساب ابونصر بخاری و...و.... می نویسند حضرت به لطف اللهی از جا برخاست و سر مبارکش را برداشت و به راه افتاد و رسید انجا که مزارش قرار گرفت بر زمین افتاد و تا چند روز از لبانش جمله مقدس لا اله الا الله شنیده می شده و اکنون آستان مقدسش زیارتگاه و باب الحوائج حاجتمندان است گویند حافظ از زائران آن حضرت بوده . شعری در وصف حضرت به این مضمون سروده است. سر آن کشته بنازم که پس از کشته شدن سر خود گیرد و اندر پی قاتل برود آنطور که مورخین می نویسند حضرت در سال 190 ه.ق در مدینه متولد شده و در سن 30 سالگی در 23 محرم الحرام سال 220 ه.ق در شیراز به شهادت رسید .که هر سال محبان اهل بیت (ع) در روز شهادت این بزرگوار در آستان مقدسش به سوگ می نشینند .گفتنی است که تعداد کثیری از مردم کشورهای اطراف به ویژه عربستان و امارات و مردم متدین ایران از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب به آستان مقدس حضرت جهت رفع گرفتاری و مشکلات خود مراجعه نموده و از لطف خداوند سبحان اکثرا با دست پر این آستان را ترک گفته اند . بحمدالله با همکاری اداره کل اوقاف و امور خیریه فارس و برنامه ریزی هیات امناء حرم مطهر بخشی از توسعه این بنای مقدس شروع شده که در آینده نه چندان دور شاهد گسترش واحداث بناهائی در شان حضرت خواهیم بود.انشاء ا.... بخشی از فعالیت های فرهنگی حرم مطهر به اطلاع عموم می رسد : 1-احداث کتابخانه با بیش از چند هزار جلد کتاب با موضوع های مختلف و با دو هزار نفر عضو ثابت و تجهیز سالن و رایانه . 2-تاسیس خیریه حضرت علی ابن حمزه (ع) بطور مستقل که بیش از یکصد دانش آموز ،یتیم ،بی بضاعت و مستعد را از سوم راهنمائی تا دانشگاه بطور کامل پوشش می دهد . 3-تاسیس شرکت رافع که کارهای ساخت و ساز،تعمیرات حرم مطهر را عهده دار است و تا کنون خدمات ارزنده ای انجام داده است . 4-فعال نمودن کلاس های اوقات فراغت تابستان در رشته های آموزش قرآن-تفسیر عقاید دروس تقویتی ،هنری و اردوهای متنوع برون شهری و درون شهری . 5-هر شب بعد از نماز مغرب و عشاء توسط امام جمائت محترم قرآن کریم تلاوت و تفسیر می شود و به سئوالاتحاضرین پاسخ داده می شود . ضمنا در این مکان مقدس ،هرهفته مراسم دعای پر فیض توسل ،زیارت آل یاسین ،دعای کمیل ،زیارت عاشورا و دعای ندبه برگزار می شود . امید است با استعانت پروردگار و مساعدت مسئولین ذیربط در آینده شاهد شکوفائی دارالقران کریم و مرکز آموزش و برگزاری مراسم و محافل قرآنی در این مکان مقدس باشیم . انشاءالله.
زندگي نامه تحصيلي اسلام شناس نامدار استاد شهيد مرتضي مطهري: شهيد استاد مطهري در آستانه قرن چهارم هجري شمسي در سيزدهم بهمن ماه 1298 هجري شمسي مطابق با سال 1338 هجري قمري در شهرستان ((فريمان)) استان خراسان در يك خانواده اصيل و نجيب و روحاني ديده به جهان هستي گشود و پدرش عالم بزرگوار آيت الله شيخ محمد حسين مطهري بود كه در تبليغ دين مبين اسلام به حق آنچه كه در توان داشت انجام داد. دروس ابتدايي را در مكتب و نزد پدر بزرگوار خود آموخت. در ((فريمان)) به مدرسه مي رفت و به آموختن علاقه داشت. در سال 1311 هجري شمسي در حالي كه 12 سال بيشتر نداشت جهت فراگيري علوم اسلامي عازم شهر مقدس مشهد شد. در طول اقامت پنج ساله در حوزه علميه مشهد توانست: منطق، فلسفه، حقوق اسلامي، ادبيات عرب، و بخشي ديگر از علوم اسلامي را به خوبي فراگيرد. ولي اين همه نتوانست آن انسان تشنه ي درك حقايق ومعارف را سيراب سازد. علاقه ي عجيبي به مساله فلسفه الهي و توجيه هستي وانسان و عرفان و توحيد و جهان در او ايجاد شده بود و پيوسته در آرزوي رسيدن به قله هاي رفيع دانش و حكمت روز شماري مي كرد.به همين مناسبت در سال 1315 هجري شمسي براي تكميل تحصيلات به قم هجرت نموده و با پيوستن به جمع طلاب حوزه علميه قم اين توفيق را يافت كه از محضر اساتيد و مراجع بزرگوار جهان تشيع بهره مند گردد. در آن زمان حوزه علميه قم توسط علماي بزرگواري چون آيت الله العظمي حائري يزدي، آيت الله العظمي حجت و آيت الله العظمي صدر اداره مي شد. او دريك حجره محقر و كوچك زندگي مي نمود. علي رغم دوري از خانواده و گرفتاري هاي اقامت در غربت اشتياق آموزش آنچنان در وجودش شعله ور بود كه تمام مسائل و مشكلات را تحت الشعاع قرار مي داد.با ورود به حوزه درس فقيه عالم و حكيم عاليقدر حضرت امام خميني(رض) در سال 1319 هجري شمسي فصل جديدي از زندگاني آيت الله مطهري آغاز مي گردد.او توانست به مدت 12 سال خوشه چين دانش و فلسفه و عرفان از محضر اين استاد فرزانه باشد. آيت الله مطهري سپس به مكتب درس اساتيدي ديگر چون علامه طباطبايي راه يافت. ابيات زير قصيده اي است كه آيت الله مطهري در زندان براي امام خميني سرود صبا از ما ببر يك لحظه پيغامي به روح الله كه اي ياد تو مونس روز و شب در اين قفس ما را به رغم كوشش دشمن نخواهد بگسلد هرگز ميان ما و تو پيوند تا باشد نفس ما را سزاوار تو اي جان كنج زندان نيست منزلگه سزد گر خون ببارد از دو ديده هر نفس ما را نسيم جان بخش و عطر آگين شهادت قبل از نيل به فوز اكبر و لقاي دوست به مشام استاد عاليقدر رسيده و بوسه بر لبانش زده و او را سر مست كرده بود سر انجام 12 اريبهشت 1358 هجري شمسي فرا رسيد كه آن شب بعد از برگزاري نماز مغرب و عشا استاد راهي منزل دكتر سحابي شد . زيرا مي بايست در جلسه مهمي با حضور اعضاي شوراي انقلاب اسلامي شركت كند.بعداز برگزاري جلسه حدود ساعت 10:30 شب به همراه مهندس كتيرايي از منزل استاد سحابي خارج مي شود. هنوز به سر كوچه نرسيده بود كه ناگهان صداي تيري سكوت كوچه را درهم مي شكند و مغز متفكر جامعه اسلامي را نشانه مي رود. دست جنايتكار استكبار جهاني از آستين گروهك مزدور ((فرقان)) بيرون آمده و آن اسوه فضيلت و تقوا و سمبل شرف و آزادگي را به خون خويش آغشته مي سازد.روز پنجشنبه 13 اريبهشت از جانب رهبر فقيه انقلاب عزاي عمومي اعلام مي گردد. پيكر پاك آن فيلسوف عاليقدر در ميان حزن و اندوه فراوان مردم تهران و قم تشييع و در حرم مطهر حضرت معصومه (س) نزد آرامگاه استاد شيخ عبدالكريم حايري به خاك سپرده مي شود.روحش شاد و راهش پر رهرو باد ... عشاق گر از سختي ايام بميرند دست طلب از دامن معشوق نگيرند
برای تو ... دیشب خواب دیدم که تو یه جای بزرگ هستم ، خیلی بزرگ ، همه سفید پوشیدن و با این کار به هم دیگه می گن همه یکی هستیم و برتری به یه چیزای دیگه است به یه چیزایی که ممکنه تو 72 ساعت آینده بهشون برسی البته شاید هم نه ... این دیگه بستگی به خودت داره که تو این مدت چی از کوله بارت بذاری زمین و چی برداری و یه جای مهم توی همون کوله قایمش کنی تا دست هیچ کس و از همه بدتر نفس خودت بهش نرسه . تو خوابم همه دستشون تا آسمون بلند بود و واسه نمی دونم چی دعا می کردن ... شاید هیچوقت فکرش رو هم نمی کردی وقتی در و دیوار یه جایی بلرزه به جای اینکه بترسی و فرار کنی ، با دل آروم بشینی و تماشا کنی و از خدا بخوای این لرزیدنه همیشه باشه و تو تماشا کنی و لذت ببری ... اما تو این چند ده ساعت وقتی در و دیوار با زمزمه ی دعای یه عده جوون درست هم سن و سال های خودم می لرزید دقیقا این آرزو رو داشتم و دوست داشتم این منبع زلزله هیشگی باشه ، منبع زلزله ای که کارش به جای ویرانی سازندگیه ... اونم ساختن بر روی ویرانه ها . تو خوابم همه واسه مردن دعا می کردن ، البته نه هر مردنی هاااااااا . یه مردن خاص ، اونقدر خاص که فرشته ها به استقبالت بیان و همه بهت غبطه بخورن خلاصه بهشتی رو که اون ور دنبالشی تو این سه روز همین جا بود روی کره ی خودمون ، عجب خوابی بود ؟! یه خواب 72 ساعته پر از عطر خوبی و بدون هیچ تشنج و مجادله ایی ... خدایا یعنی می شه یه روز این خواب من جهانی بشه و همه ی جوونای دهکده ی کوچیکمون تمام زندگیشون رو مثله این 72 ساعت بسازن ؟! خدایا اگه این سه روز خواب بودم کمکم کن که هیچوقت ا زاین خواب کوچولو بیدار نشم ، بیدار نشم که هیچ بقیه آدما رو هم تو این رویا ببینم ...
خیلی وقت بود که منتظر یک جمله یا یه نصیحت ناب بودم که حالمو تغییر بده آخه خیلی دلم گرفته بود شبیه همون حالتایی که برای خیلی از جوونا پیش میاد تا اینکه چند وقت پیش به یه مجلس هفتگی رفتم اون شب بحثی از امام زمان نبود اما انگار باید این سخن برای درمان درد دل من گفته میشد شایدم خیلیای دیگه چون همیشه توی هر مجلس مذهبی که بری بالاخره یه جایی یه حرفی از امام زمان پیش میاد تا دل همه آروم بگیره. سخنران گفت آیا تا به حال شده پنج دقیقه نه حتی فقط یک دقیقه از وقتتو توی روز برای امام زمانت اختصاص بدی ؟مثلا شبا قبل از اینکه بری توی رختخوابت یه خورده خودمونی با آقات صحبت کنی؟ لازم نیست که حتما شعر بگی یا جمله ادبی بسازی کافیه خیلی راحتو ریلکس بشینیو با آقا درد و دل کنی مثل یه شاگرد با معلم مهربونش. این حرفا خیلی منقلبم کرد. رقتم توی فکر:راست میگه ها تا به حال کی شده که من حتی فقط یک دقیقه بشینمو بلند بلند با آقا صحبت کنم اخه به منم میگن منتظر تازه ادعامم میشه یه منتظر واقعیم ولی خودمونیما اگه بتونم هر شب باآقا درد و دل کنم میدونی چی میشه؟ اون باری که داره روی دلم سنگینی میکنه یواش یواش سبک میشه آخه مخاطب من آقاست همون آقایی که میدونم حتما به حرف من گوش میکنه حتما کمکم میکنه حتما برام دعا میکنه.اونوقته که دیگه هیچی تو دلم نمیمونه آخه همه کینه ها همه ناراحتیا همه شکستا همه و همه از بین رفته وفقط یه چیز مونده اونم یه عشقه عشقی که وسعتش اندازه نداره برای همه اس اول اولش برای خداس اونوقت هی میاد پایین تر(نه اینکه عشقم کم بشه ها دارم مراتبشو میگم )تا میرسه به اون موجود کوچولویی که داره روی زمین آروم آروم دونه حمل میکنه........
سالگرد میلاد بانوی بزرگوار اسلام حضرت فاطمه (س) را به محضر ایشان تبریک وتهنیت عرض میکنم وهمچنین روز مادررا به تمامی مادران گرانقدر اسلام تبریک عرض میکنم .واز همین جا دستان مبارکشان را میبوسم .دستانی که مهربانی های بسیاری کرده . وهمچنین برای مادرانی که در قید حیات نیستند آرزوی مغفرت وهمجوار شدن با مادر بزرگوار اسلام حضرت فاطمه(س) را دارم .
|